۲۸- مقام عالی گُورز ویش (عالی قلندر سر جدا شده خود را به اهتزاز درآورد)
گستره صوتی: دو، ر، می (و میبمل)، فا، سل، لا.
نت متغیر: می.
میزاننما در بخشهای ضربی: پنج هشت.
کوک: هفت دستان یا بهرز (دو، دو، سل)
از مقامهای کلام است که دارای وزن ۵ ضربی میباشد و به گفتهی حیدر کاکی به صورت گروهی و توسط کلامخوان و حاضرانِ جم به صورت سوال و جواب اجرا میشود. سربند این مقام همان بیت اول است:
عالی گورز ویشها وه دهسهوه
مهیایو ئهو دای فیری کهسهوه
عالی قلندر به پا خاسته و چوب دستش را علم کرده و به یاری ستمدیدگان میشتابد.
این مقام به روایت علی اکبر مرادی در وصف عالی قلندر است که در سدهی هشتم هجری در دالاهو چشم به جهان گشود و پس از فرا گرفتن تحصیلات مقدماتی به روستای شیخان در شهرستان پاوه از کرمانشاه رفت و نزد سلطان اسحاق (همان سلطان صحاک) کسب فیض کرد و سپس بنا به دستور سلطان به بغداد رهسپار شد و در نهایت در همانجا به دلیل روحیهی عدالتجوی خود به دست عده ای از دشمنانش به قتل رسید. میدانیم که بابایادگار نیز به دستور سلطان صحاک برای تبلیغ آیین به هندوستان رفته بود. جالب آنکه متن شعر نیز آزادگی و قتل عالی قلندر را روایت میکند. همچنین در متن شعر به باور یارسان در خصوص حلول روح و جامه به جامه شدن اشاره میشود. بنا بر متن مقام، گویا عالی قلندر پیشتر در جامههای جمشید و ایرج بوده است و اکنون خود را در آخرین جامه میداند که بالاخره به مأوایش رسیده است؛ همانطور که شاه ابراهیم را نیز در جامهی فریدون وصف کردهاند. اهالی یارسان معتقد هستند که در دوران جمشید، او نیز هفتتنِ خود را داشته است (نمادهای جبرئیل، اسرافیل، عزرائیل، میکائیل، حورالعین و دو جانشین معنوی و راهنمای دینی مردم). اشاره به جام جمِ جمشید در متن مقام که آن هم مطابق آیین مهری، هفت خط داشته است (تشابه با هفتتن) جالب توجه است. رمز و راز جام جم نیز اشاره به اسطرلابنگاری صورتهای فلکی بر روی جامجم دارد که آن را بسیار مرموز میکرده است.